تبلیغات
.::جوک سرا::.

 .::جوک سرا::.

 

جک جدید

پنجشنبه 9 اسفند 1386
به نام خدا سلام به همه ی اهالی جکسرا. اول از همه اربعین حسینی رو به همتون تسلیت میگم. بلاخره بعد از یه مدت می خوام آپ کنم. 1-لره از كنار جن رد میشه...جن میگه بسم الله این دیگه كی بود. 2-یه روز یارو سوار هواپیما می شه،یهو هواپیما سقوت می کنه... . . . این قرار بود جوک باشه اما حادثه خبر نمی کنه! 3-پیف... اه اه اه... چه بوی گندی... خفه شدیم... چه خبرته؟ مگه چی خوردی؟ حمیییییییییییید! . . . تبرکه خانوم...کنسرو لوبیای تبرکه (تبلیغ کنسرو لوبیای تبرک) 4-تو این زمونه system گرونه همه می‌خوان connect بشن اما چگونه؟ رفته محبت، Hack شده عادت، كجا gf كجا bf كجا یه همدم؟ گلی تو دنیا login نمیشه دنیا رو Serch بكنی پیدا نمیشه 5-ترکه میخواسته از روحانیت و ورزش یکجا دفاع کنه عمامه درست میکنه با مارک آدیداس 6-رشتیه به دوستش میگه تهران عجب جاییهااا...... از در ترمینال که می ری بیرون ... با یه ماشین آخرین سیستم می یان دنبالت .... بعد می برن بهترین رستوران شام می دن از اون ورم دربند و درکه و قلیون و حال بعدم بهترین هتل و چه تختی و رخت خوابی .. صبحم کلی پول می زارن تو جیبت و ..... ... رفیقش می گه : برو بابا ... تو که تاحالا تهران نرفتی ... می گه: من نرفتم خانمم که رفته به امید آپ بعدی. یا حق

[ پنجشنبه 9 اسفند 1386 - 11:02 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| مهدی ] [جوک , ] [+]

جوک سری ۲ بهمن ماه

چهارشنبه 17 بهمن 1386

دو تااصفهانی دراز كشیده بودند یكیشون داشته خمیازه می كشیده اون یكی میگه داداش تا دهنت بازه لطفا این اصغر ما رو هم صدا بزن

================================================

آیا می دانید 90% افرادی که از طرح قرمز ایرانسل استفاده می کنند... از بی خوابی رنج می برند؟

================================================

یکی به رفیقش می گه : شنیدم تو ظرف شستن به زنت کمک می کنی؟ زن ذلیل! می گه خب مگه چیه . اونم تو رخت شستن به من کمک می کنه



[ چهارشنبه 17 بهمن 1386 - 11:02 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| کدخدا ] [جوک , ] [+]

جوک سری ۱ بهمن ماه

چهارشنبه 10 بهمن 1386

۱-تركه رفت تعلیم رانندگی رفیقش پرسید چطور بود ؟ گفت : گفت خوب بود ولی مربیه خیلی مذهبی بود . هر طرف من می پیچیدم می گفت یا امام رضا یا ابوالفضل

۲-تركه میره ماشینشو بیمه كنه، آقاهه بهش میگه ایشااله هیچوقت از بیمه‌تون استفاده نكنید، تركه هم میگه ایشااله تو هم از این پوله خیر نبینی

۳-مشترک گرامی! موجودی شما رو به پایان نیست، ولی خفه مون کردی! چقدر اس ام اس بازی می کنی؟ چه غلطی کردیم تو رو وارد طرح قرمز کردیم



[ چهارشنبه 10 بهمن 1386 - 12:01 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : چهارشنبه 10 بهمن 1386 - 12:01 ب.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [جوک , ] [+]

جوک سری سه دی ماه

چهارشنبه 26 دی 1386

اصفهانیه میمیره , روی سنگ قبرش می نویسن من مردم ولی مغازه بازه

نگاهت همچون باران است و قلبم همچون كویر... و می دانی كه كویر بدون

باران زنده است... پس برو بمیر

 از اونجا كه شتر در خواب بیند پنبه دانه ،گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه، وظیفه خود دونستم بیدارت كنم آخه داشتی بالشو می خوردی

یه زحمت کوچیک برای شما دوست خوبم که این مطلبو خوندی داشتم اونم به این شکله که توی نظرات بهمون بگی مایل هستین وبلاگ دو بار در هفته آپدیت بشه؟

دومین سوال اینکه اگر شماره اس ام اس برای جوکسرا داشته باشیم ما رو در داشتن جوکهای جدید یاری میکنید یا نه؟

در آخر هم از همه میخوایم فعلا که شماره ای نیست از طریق ایمیل و نظرات جوک های جدیدشون رو به ما برسونن و عرض کنم خدمتتون که کسانی که بتونن مدتی جوک های جدید به ما بدن از طرف تیم دعوت میشن و براشون نام کاربری می سازیم که خودشون به صورت مستقیم بتونن مطالبشون رو روی وبلاگ قرار بدن



[ چهارشنبه 26 دی 1386 - 01:01 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| کدخدا ] [جوک , ] [+]

جوک سری ۲ دی ماه

چهارشنبه 19 دی 1386

      ۱- ترکه به زنش میگه برو مهرتو بزار اجرا خونه بخریم
------------------------------------------------------------
۲-
لره هلو میخوره به هسته اش که میرسه میگه دمش گرم گردو هم توشه!
------------------------------------------------------------
۳- به ترکه می گن: بابات به رحمت ایزدی پیوست.
میگه رحمت ایزدی دیگه کیه؟
می گن نه منظورمون اینه که به دیار باقی شتافت.
میگه دیار باقی دیگه کجاست؟
می گن یعنی دار فانی را وداع گفت.
میگه دار فانی دیگه چجور داریه؟
می گن یعنی رخت از این دنیا بر بست.
میگه منظورتون رو نمی فهمم.
می گن الاغ! بابای خرت مرد
میگه: خر من که بابا نداشت!
---------------------------------------------------------
4- دست دست
.
.
دست ها شله
.
.
.
آهاااااان. بیا
.
.
.
ماشاا... دست دست
.
.
.
(طرح شاد سازیه دانشجویان در نیمه شب های امتحانات)




[ چهارشنبه 19 دی 1386 - 06:01 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 25 دی 1386 - 10:01 ق.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [جوک , ] [+]

جوک سری ۱ دی ماه

چهارشنبه 12 دی 1386

۱- قطعه ای از شاهکار ادبی یک ترک : شب بود و خورشید به روشنی می درخشید پیرمردی جوان یکه و تنها با خانواده اش در سکوت گوش خراش خیابان قدم زنان ایستاده بود

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

۲- سلام ببین اگه جوک جدیدی نداری عکست رو بفرست تا یه کم بخندیم

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

۳- جشنواره فیلمهای ایرانسل:

          ۱- من ترانه دیگه شارژ ندارم

          ۲- در جستجوی آنتن

          ۳- چند میگیری اس ام اس ندی

          ۴- شبا آنتن نمیده آیدا

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

۴- خر بالدار تا حالا دیدی ؟ صد در صد نه . پس خیال پرواز رو از سرت بیرون کن.

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

۵- از خدا پول خواستم بانک داد . درخت خواستم جنگل داد . اتاق خواستم خونه داد . حالا میترسم تو رو بخوام یه گله گوسفند بده

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

۶- نداریم



[ چهارشنبه 12 دی 1386 - 04:01 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : پنجشنبه 13 دی 1386 - 09:01 ق.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

انتخاب کارمند

چهارشنبه 5 دی 1386

چگونه جای مناسب برای کارمند جدید را تشخیص دهیم:

۱- ۴۰۰ آجر را در اتاقی بسته بگذار
۲- کارمندان جدید را در اتاقی بگذار و در را ببند
۳- آنها را ترک کن و بعد از ۶ ساعت برگزد

سپس موقعیتها را تجزیه تحلیل کن:

>

>

>

>

>

>

>

>

الف: اگر آنها آجرها را دارند می شمذند آنها را بخش حسابداری بگذار
ب: اگر آنها از نو یعنی برای بار دوم دارند آنها را می شمرند، آنها را در بخش ممیزی بگذار
ج: اگر آنها همه اتاق را با آجرها آشفته کرده اند و به قولی گند زده اند، آنها را در بخش مهندسی
د: اگر آنها آجرها را به طرز فوق العاده ای مرتب کرده اند آنها را در بخش برنامه ریزی بگذار
ه: اگر آنها آجرها را به یکدیگر پرتاب می کنند آنها را در بخش اداری بگذار
و: اگر آنها در حال خوابند، آنها را در بخش حراست بگذار
ز: اگر آنها آجرها را تکه تکه کرده اند آنها را در قسمت فناوری اطلاعات بگذار
ح: اگر آنها بیکار نشسته اند آنها را در قسمت نیروی انسانی بگذار
ط: اگر آنها سعی می کنند آجرها ترکیبهای مختلفی داشته باشند و مدام جستجوی بیشتری می کتتد و هنوز یک آچر هم تکان نداده اند آنها را در قسمت حقوق و دسمزد بگذار
ی: اگر آنها اتاق را ترک کرده اند آنها را در قسمت بازاریابی بگذار
ک: اگر آنها به بیرون پنجره خیره شده اند، آنها را در قسمت برنامه ریزی استراتژیک بگذار
ل: اگر آنها با یکدیگر در حال حرف زدن هستند، بدون هیچ نشانه ای از تکان خوردن آجر ها، به آنها تبریک بگو و آنها را در قسمت مدیریت ارشد قرار بده.



[ چهارشنبه 5 دی 1386 - 10:12 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| کدخدا ] [متن طنز , ] [+]

بازاریابی دخترها

سه شنبه 27 آذر 1386
سلام به همه اهالی جوکسرا اولاز همه به خطر همدردیتون ممنون. بعد از مدتی اومدم تا آپه داغ بکنم. در دانشگاه استنفورد ، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاریابی به دانشجویان خود بود: * شما در یك مهمانی ، یك دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج كن" ، به این میگن بازاریابی مستقیم * شما در یك مهمانی به همراه دوستانتون ، یك دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله یكی از دوستاتون میره پیش دختره ،به شما اشاره می كنه و می گه : " اون پسر ثروتمندیه ، باهاش ازدواج كن" ، به این می گن تبلیغات * شما در یك مهمانی ، یك دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین ، فردا باهاش تماس می گیرین و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج كن" ، به این میگن بازاریابی تلفنی * شما در یك مهمانی ، یك دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله كراواتتون رو مرتب می كنین و میرین پیشش ، اون رو به یك نوشیدنی دعوت می كنیین ، وقتی كیفش می افته براش از روی زمین بلند می كنین ، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می كنین و اون رو به یك سواری كوتاه دعوت می كنین و میگین : " در هر حال ،من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج می كنی؟" ، به این میگن روابط عمومی *شما در یك مهمانی ، یك دختر بسیار زیبا رو می بینین كه داره به سمت شما میاد و میگه : "شما پسر ثروتمندی هستی ، با من ازدواج می كنی؟" ، به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری * شما در یك مهمانی ، یك دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج كن" ، بلافاصله اون هم یك سیلی جانانه نثار شما می كنه ، به این میگن پس زدگی توسط مشتری * شما در یك مهمانی ، یك دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج كن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می كنه ، به این می گن شكاف بین عرضه و تقاضا * شما در یك مهمانی ، یك دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این كه حرفی بزنین ، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج كن" به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا * شما در یك مهمانی ، یك دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد ، ولی قبل از این كه بگین : "من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج كن" ، همسرتون پیداش میشه ، به این میگن منع ورود به بازار * شما در یك مهمانی ، یك دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. سعی می كنید به ش كم محلی كنید تا از شما خوش اش بیاد، اون هم فمینیست از آب در می آد و برایِ در اومدنِ چشِ شما دستِ دوست تون رو می گیره و با هم می رن سان فرانسیسكو. به این می گن اشتباهِ استراتژیك در بازاریابی. * شما در یك مهمانی ، یك دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و مؤدبانه یه یه شاخه گلِ سرخ به ش می دید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج كن»، اما اون گل رو توی سرتون می زنه، چون شدیداً استقلالیه. به این می گن اشتباهِ تاكتیكی در بازاریابی. * شما در یك مهمانی ، یك دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج كن»؛همون لحظه یه دختر دیگه كه قبلا با همین كلمات گولش زده بودید سروكلش پیدا می شه و رسواتون میكنه به این میگن تاثیرسوء سابقه در بازار. *شما در یك مهمانی ، یك دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج كن»؛همون لحظه پاتون میره روی پوست موز و جلوی طرف ولو می شید به این میگن ضایع شدگی مفرط یا فقدان ثبات در بازار. *شما در یك مهمانی ، یك دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می خواهید بگید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج كن»؛ كه یك هو یك دختر زیباتر از اون رو پشت سرش می بینید فورا مسیر رو عوض می كنید و به سمت دختر جدید می رید. به این میگن چشم چرانی، نه ببخشید تحلیل لحظه به لحظه بازار. * شما در یك مهمانی ، یك دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج كن»؛ اونهم با شعف خاصی برمی گرده و لبخند می زنه ، شما كه بادیدن چهره 60 ساله اون به اشتباه خودتون پی بردید سرخ و سفید شده و مجبورید برای رهایی آسمون ریسمون ببافیدبه این میگن بدبیاری یا خطای بازار * شما در یك مهمانی ، یك دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. به جایِ این كه جلو برید و بگید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج كن»؛ به مادرتون می گید كه با مادرش تماس بگیره و قرار خواستگاری رو بذاره. به این می گن بازاریابی سنتی. * شما در یك مهمانی ، یك دخترِ بسیار زیبا رو می بینید و ازش خوش تون می آد. جلو می رید و می گید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج كن»؛ اون هم با دوست اش صحبت می كنه و در موردِ شما توضیح می ده و شما با هردوی اونا ازدواج می كنید. به این می گن بازاریابی دهان به دهان! * شما در یك مهمانی ، دخترِهای بسیار زیبایِ فراوانی رو می بینید و ازشون خوش تون می آد. سرگردان می شید كه جلو كدوم برید و بگید: «من پسر ثروتمندی هستم ، با من ازدواج كن بعد ما می تونیم با هم بیش از دوبچه داشته باشیم»؛ به این میگن فقدان استراتژی در بازار نظر یادتون نره. در ضمن عید قربان هم مبارک. یا حق

[ سه شنبه 27 آذر 1386 - 10:12 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : سه شنبه 27 آذر 1386 - 10:12 ق.ظ]

[ پیام ()|| مهدی ] [متن طنز , ] [+]

جوک سری ۲ آذر ماه

چهارشنبه 21 آذر 1386

اگه دیدی یه سوسک پشت و رو افتاده و داره دست وپا میزنه فکر نکن زدنش داره به قیافیه ی تو میخنده

*************

یه قورباغه با یه اردک ازدواج میکنه ... اگه گفتی بچشون چی میشه ؟ ... بچه دار نمیشن ... ترو خدا براشون دعا کن ... داره زندگیشون از هم میپاشه !!

*************

تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست: خدای مهربون، فكرای قشنگ و یه خط ایرانسل

*************

تركه میره آزمایشگاه داد میزنه میگه چرا جواب خون شهدا رو نمیدین؟



[ چهارشنبه 21 آذر 1386 - 09:12 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| کدخدا ] [جوک , ] [+]

تسلیت

چهارشنبه 14 آذر 1386

آپدیت امروز مربوط به همکار عزیزمون مهدی جان بود که متاسفانه با خبر شدیم در عزای عزیزشون به سوگ نشسته اند.



از سوی کلیه همکاران جوکسرا مصیبت وارده را به ایشان و خانواده محترمشان تسلیت عرض می نماییم.



[ چهارشنبه 14 آذر 1386 - 11:12 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : چهارشنبه 14 آذر 1386 - 11:12 ق.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [جوک , ] [+]

جوک سری ۱ آذر ماه

چهارشنبه 7 آذر 1386

۱- اگر یه اصفهانی بهت یه دونه پیامک داد بدون به یادته

اگر دو دونه داد بدون خاطرت رو خیلی می خواد

اگر سه دونه داد بدون که موبایل مال خودش نیست.

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

۲- یه ضرب المثل چینی میگه حرفای دخترا رو باور نکن

.

.

.

.

.

حرفای پسرا رو اصلا گوش نکن!

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

۳- عاموضش علفبای فارصی سد در سد طزمینی ؟ با ما تماس بگیرید ! طمام کلاص حا به ثورط خسوثی می باشد.

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

۴- یک روز بر خانه نشسته بودیم داشتیم تخمه نه می خوردیم یک دف دیدم تیلیفونیم زنگ زد . گوشی را برداشتم گفتم : ها کیسته؟ گفت : ..... اییییی ... مدیر سایت یاهو بیدیم . گفتم : ها چطوری ... خوبی ؟ در سلامتی کامل به سر میبری هااااا ؟ گفت : ها . این یاهو مسینجیر ۸ قدیمی شده . اگه میشه ۹ را زودتر ساخته کن . گفتم : ها باشه ... بعد رفتم پشت کامپیوتر خود نشستم و طراحی کردم و از ویلایت خود با بلوتوث فیریستادمش آمریکا برای بیل گیتس و او هم فروختش به شیرکت یاهو بعد از آنجا نه یک هواپیمان ایسکورت گیریفتم آمدم پیش شما ببینم : حالت چطور است ؟ خوبی در سلامت کامل بسر میبری هووووو



[ چهارشنبه 7 آذر 1386 - 12:11 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

جوک سری ۵ آبان ماه

چهارشنبه 30 آبان 1386

مزیت مذکر بودن :

۱- دختر نیستید.

۲- همیشه خودتون هستید(۱۰۰ مدل آرایش نمی کنید).

۳- فقط شما می تونید رئیس جمهور شوید.

۴- فقط شما می تونید برید ورزشگاه آزادی و فوتبال ببینید.

۵- برای دعوا کردن به بابا یا داداش بزرگتر احتیاج ندارید.

۶- توی اتوبوس جای بیشتری نسبت به دخترا دارید.

۷- در کمتر از ۱۰ دقیقه می تونید دوش بگیرید.

۸- هر جوری که حال کنید لباس می پوشید.

۹- در کمتر از ۲ دقیقه لباس می پوشید و آماده می شوید.

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

آیا فکر می کنید بی عرضه هستید ؟

فکر می کنید به درد هیچ کاری نمی خورید ؟

فکر می کنید بی مصرف هستید؟

.

.

.

به خدا درست فکر می کنید.

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

تر که میره جبهه فرداش برمیگرده ؛ میگن : پس چرا برگشتی ؟

میگه : ولشون کن بابا پدرسوخته ها به قصد کشت تفنگ بازی می کردند.

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

ترکه قبض برق رو پرداخت نمی کنه برقشون یکطرفه میشه.



[ چهارشنبه 30 آبان 1386 - 12:11 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

جوک سری ۴ آبان ماه

چهارشنبه 23 آبان 1386

یادت باشه دنباله ۳ چیز ندویی : 1ـ اتوبوس ۲ ـ مترو ۳ ـ دختر . حالا چرا؟ چون هر کدومشون برن۱۰ دقیقه بعد یکی دیگه میاد


سفید رنگ آرامش است، اگر در اتاقی با رنگ سفید بمانی از فرط آرامش دیوانه می شوی. سیاه رنگ جدی است، اگر در اتاقی با رنگ سیاه بمانی از فرط ناامیدی دیوانه می شوی. قرمز رنگ جذاب و گرم است، اگر در اتاقی با رنگ قرمز بمانی از فرط هیجان دیوانه می شوی زرد رنگ زندگی است، اگر در اتاقی با رنگ زرد بمانی از فرط اضطراب دیوانه می شوی. .... اصولا اگر زیاد در اتاق بمانی دیوانه می شوی، زیاد هم ربطی به رنگها ندارد



تركه میره پیك نیك زنش میگه بشینم زیر اون درخت خوبه.تركه میگه نه همین وسط جاده پتو بنداز امن تره!زنش میگه اینجا ماشین میزنه خلاصه بعد از كلی جر و بحث میندازن وسط جاده.بعد میبینن یه كامیون داره میاد طرفشون هر چی بوق میزنه اونا از جاشون تكان نمیخورن كامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو درخت.تركه به زنش میگه اگه زیر درخت بودیم الان مرده بودیم


اصفهانیه بیدار می شه می بینه زنش مرده.‏ به دخترش می گه:‏ اختر!‏ ننت مُردس.‏ صبحونه واسه دو نفر درست كن



[ چهارشنبه 23 آبان 1386 - 11:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : پنجشنبه 24 آبان 1386 - 12:11 ب.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [جوک , ] [+]

جوک سری ۳ آبان ماه

چهارشنبه 16 آبان 1386

۱- ترکه داشته تو مراسم عذاداری زاز زار گریه میکرده بهش میگن تو جزو کدوم خانوادهای میگه من جزو سایر بستگانم.

۲- کانون فرهنگی آموزش اعلام کرد که یانگوم از سال دوم دبیرستان در آزمونهای این موسسه شرکت میکرده.

۳- جملات رمانتیک ویژه پیچوندن

- آرزوی من خوشبختی توست با من باشی یا نباشی فرقی نمیکنه

- خودم هم نمیدونم چیکار میخوام بکنم نمیخوام تو به آتیش من بسوزی

- تو هم خوشگلی هم باهوشی هم زرنگی آدمهای بهتر از من گیرت میاد

- ما مدلهای ذهنیمون با هم فرق میکنه هیچ پروسیجری برای تلفیق این دو مدل نداریم

- تاکید مداوم برروی بر خی جملات دکتر شریعتی : اگر عشق دوام یابد به ابتذال میکشد.

۴- فحش دادن های مدل شهری:

- فکر کردی فقط خودت خری

- خودت گیر عجب آدمای خری افتادی

- از جلو چشمام خفه شو

- صداتو واسه من داد نزن

- کسی با تو زر نزد

- وقتی با من صحبت میکنی دهنتو ببند.



[ چهارشنبه 16 آبان 1386 - 12:11 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : پنجشنبه 17 آبان 1386 - 11:11 ق.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

جوک سری ۲ آبان ماه

چهارشنبه 9 آبان 1386

۱- ترکه میره مسجد وقتی میاد بیرون می بینه کفشش نیست. می گه چهار تا حالت داره:

نیومدم

بدون کفش اومدم

اومدم و رفتم

بعدا میام

۲- چقدر اینروزا چاق شدی، می دونی از کجا فهمیدم! چون هر روز جای بیشتری در دلم باز می کنی

۳- دنیا مثل بازی گل یا پوچه

.

.

.

.

.

.

با تو گله

بی تو پوچه

۴- انالله و انا الیه راجعون

فرستنده این پیام از دوریتان جان داد



[ چهارشنبه 9 آبان 1386 - 03:10 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : چهارشنبه 9 آبان 1386 - 03:10 ق.ظ]

[ پیام ()|| کدخدا ] [جوک , ] [+]

جوک سری ۱ آبان ماه

چهارشنبه 2 آبان 1386

۱- عجب رسمیه رسم زمونه / پیامك شده كار شبونه / میرن مسیجا / از اونا فقط / هزینه‌هاشون بجا میمونه.

۲- عزیزم تو قندی - عسلی - نباتی نداری من با چای بخورم.

۳- موبایل مشكی من از غم نیست / پیامكهای ارسالی من كم نیست / من واسه خودم یه قانون دارم / هر كی پیامكهای منو جواب نده آدم نیست

[ چهارشنبه 2 آبان 1386 - 12:10 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

جوک سری ۳ مهر ماه

چهارشنبه 25 مهر 1386

۱- طبقه آخرین اطلاعیه دادگستری ........ خل بودن جرم نیست آزادانه به كار خود برسید

۲- طرف میره خواستگاری ازش میپرسن چه كاره ای ؟ روش نمیشه بگه قصاب میگه : لوازم یدكی گوسفند دارم.

۳- یدونی فرق من با توپ چیه ؟ توپ رو باید گل كنی ولی من خودم گلم / میدونی فرق تو با توپ چیه ؟ توپ رو باید شوت كنی ولی تو خودت شوتی.

۴- آسمان را ستاره / باغ را گل / عشق را محبت و تو را جراحی بینی زیبا میکند.



[ چهارشنبه 25 مهر 1386 - 11:10 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : چهارشنبه 25 مهر 1386 - 11:10 ق.ظ]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]

دانشجوی دم بخت

چهارشنبه 18 مهر 1386

خاطرات یک دانشجوی دم بخت

دوشنبه اول مهر:امروز روز اولی است که من دانشجو شده ام. شماره ی کلاس را از روی برد پیدا کردم. توی کلاس هیچ کس نبود، فقط یک پسر نشسته بود. وقتی پرسیدم «کلاس ادبیات اینجاست؟» خندید و گفت:بله، اما تشکیل نمی شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت که یکی دو هفته ی اول که کلاس ها تشکیل نمی شود و خندید.

با اینکه از خندیدنش لجم گرفت، اما فکر کنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسید که ترم یکی هستید یا نه. گمانم می خواست سر صحبت را باز کند و بیاید خواستگاری؛ اما شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم زیاد نخندد!

***

دو هفته بعد، سه شنبه:امروز دوباره به دانشگاه رفتم. همان پسر را دیدم از دور به من سلام کرد، من هم جوابش را ندادم. شاید دوباره می خواست از من خواستگاری کند. وارد کلاس که شدم استاد گفت:"دو هفته از کلاس ها گذشته، شما تا حالا کجا بودید؟" یکی از پسرهای کلاس گفت:«لابد ایشان خواب بودن.» من هم اخم کردم. اگر از من خواستگاری کند، هیچ وقت جوابش را نمی دهم چون شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم زیاد طعنه نزند!

***

چهارشنبه:امروز صبح قبل از اینکه به دانشگاه بروم از اصغر آقا بقال سر کوچه کیک و ساندیس گرفتم او هم از من پرسید که دانشگاه چه طور است؟ اما من زیاد جوابش را ندادم. به نظرم می خواست از من خواستگاری کند، اما رویش نشد. اگر چه خواستگاری هم می کرد، من قبول نمی کردم؛ آخر شرط اول من برای ازدواج این است که تحصیلات شوهرم اندازه ی خودم باشد!

***

جمعه:امروز من خانه تنها بودم. تلفن چند بار زنگ زد. گوشی را که برداشتم، پسری گفت: خانم میشه مزاحمتون بشم؟ من هم که فهمیدم منظورش چیست اول از سن و درس و کارش پرسیدم و بعد گفتم که قصد ازدواج دارم، اما نمی دانم چی شد یخ کرد و گفت نه و تلفن را قطع کرد. گمانم باورش نمی شد که قصد ازدواج داشته باشم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم خجالتی نباشد!

***

سه هفته بعد شنبه:امروز سرم درد می کرد دانشگاه نرفتم. اصغر آقا بقال هم تمام مدت جلوی مغازه اش نشسته بود، گمانم منتظر من بود. از پنجره دیدمش. این دفعه که به مغازه اش بروم می گویم که قصد ازدواج ندارم تا جوان بیچاره از بلاتکلیفی دربیاید، چون شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم گیر نباشد!

***

سه شنبه:امروز دوباره همان پسره زنگ زد؛ گفت که حالا نباید به فکر ازدواج باشم. گفت که می خواهد با من دوست شود. من هم گفتم تا وقتی که او نخواهد ازدواج کند دیگر جواب تلفنش را نمی دهم، بعد هم گوشی را گذاشتم. فکر کنم داشت امتحانم می‌کرد، ولی شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم به من اعتماد داشته باشد!

***

چهارشنبه:امروز یکی از پسرهای سال بالایی که دیرش شده بود به من تنه زد؛ بعد هم عذرخواهی کرد، من هم بخشیدمش. به نظرم می‌خواست از من خواستگاری کند، چون فهمید من چه همسر مهربان و با گذشتی برایش می‌شوم؛ اما من قبول نمی‌کنم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم حواسش جمع باشد و به کسی تنه نزند! 

***

جمعه: امروز تمام مدت خوابیده بودم؛ حتی به تلفن هم جواب ندادم، آخر باید سرحرفم بایستم. گفته بودم که تا قصد ازدواج نداشته باشد جوای تلفنش را نمی دهم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم مسئولیت پذیر باشد!

***

دوشنبه:امروز از اصغرآقا بقال 2 تا کیک و ساندیس گرفتم. وقتی گفتم دو تا، بلند پرسید چند تا؟ من هم گفتم دو تا. اخم هایش که تو هم رفت فهمید که غیرتی است. حالا مطمئنم که او نمی تواند شوهر من باشد. چون شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم غیرتی نباشد، چون این کارها قدیمی شده!

***

پنچ شنبه:  امروز دوباره همان پسره تلفن زد و گفت قصد ازدواج ندارد، من هم تلفن را قطع کردم. با او هم ازدواج نمی کنم؛ چون شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم هی مرا امتحان نکند!

***

دوشنبه:  امروز روز بدی بود. همان پسر سال بالایی شیرینی ازدواجش را پخش کرد. خیلی ناراحت شدم گریه هم کردم ولی حتی اگر به پایم هم بیفتد دیگر با او ازدواج نمی کنم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم وفادار باشد!

***

شنبه:  امروز یک پسر بچه توی مغازه ی اصغرآقا بقال بود. اول خیال کردم خواهرزاده اش است، اما بچه هه هی بابا بابا می گفت. دوزاریم افتاد که اصغرآقا زن و بچه دارد. خوب شد با او ازدواج نکردم. آخر شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم زن دیگری نداشته باشد!

***

یکشنبه: امروز همان پسری که روز اول دیدمش اومد طرفم. می دانستم که دیر یا زود از من خواستگاری می کند. کمی که من و من کرد، خواست که از طرف او از دوستم "ساناز" خواستگاری کنم و اجازه بگیرم که کمی با او حرف بزند. من هم قبول نکردم. شرط اول من برای ازدواج این است که شوهرم چشم پاک باشد!

***

ترم آخر: امروز هیچ کس از من خواستگاری نکرد. من می دانم می ترشم و آخر سر هم مجبور می شم زن اکبرآقا مکانیک بشوم...

 



[ چهارشنبه 18 مهر 1386 - 12:10 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| کدخدا ] [متن طنز , ] [+]

جوک سری ۲ مهر ماه

چهارشنبه 11 مهر 1386

بدون گوشی \ بدون هندزفری \ بدون سیم كارت \ با صدایی شفاف/ الیاس سل

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

دوستی بین زن‌ها یه زن یه شب به خونه نمیاد. روز بعد به شوهرش میگه كه من دیشب خونه ء یكی از دوستام خوابیدم. شوهر به 10 تا از بهترین دوستای زن تلفن می‌كنه. هیچ كدوم از اون‌ها اینو تأیید نمی‌كنند. هیچوقت رو دوستی یه زن حساب نكن

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

دوستی بین مردها یه مرد یه شب به خونه نمیاد. روز بعد به زنش میگه كه من دیشب خونه ء یكی از دوستام خوابیدم. زن به 10 تا از بهترین دوستای شوهرش تلفن می‌كنه. هشت‌تا از اون‌ها تأیید می‌كنند كه شوهر شب گذشته را در خونه ء اونا گذرونده و دو تا از اونا ادعا می‌كنند كه اون هنوز اونجاست! هیچوقت به حرف مردها اعتـماد نكن

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

ترکه از ژاپن برمیگرده. بهش میگن اونجا مشکل زبان نداشتی؟ میگه: من نه، ولی ژاپنی ها چرا



[ چهارشنبه 11 مهر 1386 - 11:10 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| کدخدا ] [جوک , ] [+]

جوک سری ۱ مهر ماه

چهارشنبه 4 مهر 1386

آغاز سال تحصیلی جدید بر همه طالبان علم مبارک.

۱- زندگی دو چیز به من آموخت ...... که هر چی فکر میکنم یادم نمیاد.

۲- می خواستم مثل شمع برات بسوزم اما ادیسون نامرد برق رو اختراع کرد.

۳- بزرگترین مشغله فکری کودکان ایران  اینه که چرا داداش کایکو دستمال قدرتشو تو جیب خودش نمیذاشت.

۴- به علت نبودن چرت و پرت برای ارسال پیشاپیش نوروز ۱۳۸۷ را تبریک عرض می کنیم. (انجمن صنفی بیکاران یاهو)



[ چهارشنبه 4 مهر 1386 - 02:09 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| امین ] [جوک , ] [+]


لینک باکس فان فارسی ...


صفحات :
1 2 3 4 5 6 7 ...